وو

وحید آنلاین . آرشیو وبلاگ وحیدمی دات آی آر . شرکت بیان. vahidmy.blog.ir

وو

وحید آنلاین . آرشیو وبلاگ وحیدمی دات آی آر . شرکت بیان. vahidmy.blog.ir

تصاویر سیستم‌عامل اندرومدا، برای دستگاه‌های دونمایشگره، فاش شد




به نام خدا



آدرس جدید پست براساس شماره ترتیبی :


https://vahidmy.blog.ir/post/368



عنوان پست :


تصاویر سیستم‌عامل اندرومدا، نسخه ویژه ویندوز برای دستگاه‌های دونمایشگره، فاش شد




منبع : زومیت



https://www.zoomit.ir/os/378743-microsoft-andromeda-os-windows-dual-screen-phones-leak/




https://vahidmy.blog.ir/sitemap.xml



بروزرسانی: 


متاسفانه  اکثریت نویسندگان و حتی کاربران  سایت زومیت دشمن ویندوز و مایکروسافت هستند . این افراد از شکست ظاهری و هوشمندانه و هدفمند و تعمدی و  برنامه ریزی شده ی  پروژه های مایکروسافت خوشحال می شوند که البته این رفتار واقعا کودکانه و غیر حرفه ای است . کافیست به کامنتهای کودکانه و سخیف برخی ترولهای ضد ویندوز که زیر همین پست زومیت ارسال شده نگاه کنید .  کسانیکه مدعی هستند که کاربرها  ؛ ویندوز را فقط بخاطر آفیس انتخاب کرده اند عملا یک مشت ترول احمق یونیکس می باشند که باید آنها را نادیده گرفت .  جدال با احمق نشانه حماقت است . 


برخلاف دروغهای کثیف  سایت زومیت ؛ سیستم عامل اندرومدا  و سرفیس نئو  متوقف نشده اند  بلکه در قالب ویندوز ۱۱ و سرفیس های جدید؛   هم اکنون  سهم بالایی از بازار دسکتاپ را به دست آورده اند .



برخلاف ادعای سایت زومیت ؛ سیستم عامل  Windows 10x  هرگز متوقف نشده است بلکه تحت عنوان Windows 11   با سرعت برق در حال گسترش است . 


ویندوز ۱۱  همان ویندوز  ۱۰ ایکس است که می تواند هم روی دسکتاپ و هم روی گوشی هوشمند نصب شود اما بد ذاتی و حسادت ترول های یونیکس خصوصا سایت زومیت  مانع از افشای این حقیقت شده است . 


من تصمیم گرفته ام دیگه هیچوقت به  سایتهای  ترول و زامبی خصوصا  زومیت  لینک ندهم  و خودم شخصا  محتوای مفید و کاربردی و جدید تولید کنم و حقایق را  در  اختیار  مخاطب قرار دهم . 


سایت زومیت بجز رپورتاژ آگهی و  نشر اکاذیب و ایجاد تفرقه بین کاربرهای سیستم عامل های مختلف و هدر دادن نت  بازدیدکنندگان و  پرداختن به مطالب سخیف  و کودکانه   کار دیگری انجام نمی دهد و فرسنگها  از یک سایت فناوری اطلاعات  دور شده است . 


به امید خدا  سعی می کنم متون علمی و غنی و کاربردی را شخصا  تولید کنم و بی جهت مخاطب را به  سمت سایتهای  سودجو  و  ترول از جمله زومیت  سوق  ندهم و  گمراه نکنم. انشاا...



تاریخ بروزرسانی : شنبه ۱۳ اسفند ۱۴۰۱ خورشیدی 







نرگس محمدی فعال حقوق بشر




به نام خدا




نرگس محمدی فعال حقوق بشر( متولد زنجان)



صفحه ی مربوط به نرگس محمدی در ویکی پدیا فارسی: کلیک کنید تا باز شود.




صفحه نرگس محمدی (فعال حقوق بشر ) در ویکی پدیا انگلیسی:



https://en.wikipedia.org/wiki/Narges_Mohammadi




نکته :

من همین الان با حکم جدید دادگاه علیه این خانم ، بصورت تصادفی مواجه شدم و اصلا ایشان را نمی شناسم و ایشان نیز هرگز مرا نمی شناسد .


فقط یک تشابه در نام خانوادگی است و گرنه ایشان و من هیچگونه رابطه ی خویشاوندی با یکدیگر نداریم  .



قرار نیست هرکس که نام خانوادگی اش ،  " محمدی "  باشد قوم و خویش من باشد !!


ما هزاران ایرانی داریم که نام خانوادگی شان ،  " محمدی " می باشد  ولی اکثرا همدیگه را نمی شناسند .  مثل استاد فرهاد محمدی  استاد صداسازی و موسیقی در آپارات که ایشان نیز مرا نمی شناسد و من نیز او را نمی شناسم و هزاران محمدی دیگه !




ضمنا من اصلا فعال سیاسی  یا فعال حقوق بشر نیستم و بجز فضای مجازی (وبلاگ ) در هیچ جای دیگری فعالیت نمی کنم  و هیچکس مرا نمی شناسد . من از سیاست بیزارم . من فقط در زمینه ی فناوری اطلاعات فعالیت می کنم . البته از هیچکس نمی ترسم ولی لازم است بدانید که من اهل سیاست و درگیری با حکومت در خارج از فضای مجازی نیستم و هیچکس در دنیای واقعی مرا نمی شناسد .


من فقط در فضای مجازی فعالیت می کنم  و زمینه ی کاری ام نیز فناوری اطلاعات است .


 ضمنا ایشان متولد زنجان می باشد و من متولد کرمان هستم .



مراتب جهت رفع سو تفاهم برادران وزارت اطلاعات ، اعلام می گردد !


+

+

وحید محمدی - تایپیست و بلاگر سیار  ( متولد کرمان ) .



پانوشت:


تمام این پست را با خون نوشتم  تا بدانید که در حق یک انسان ، چه جنایاتی اعمال می شود . از این قضیه بوی خون می آید . مراقب باشید .  آزادی بیان تاوان بسیار سنگینی دارد . پس ترجیحا سکوت کنید .


از هرگونه فعالیت سیاسی در دنیای واقعی جدا خودداری نمایید .


از سیاست فاصله بگیرید تا دچار دردسر و گرفتاری نشوید . . سیاست پدر و مادر ندارد و به صغیر و  کبیر رحم نمی کند .



https://vahidmy.blog.ir/sitemap.xml











بورس خونین



به نام خدا


بورس خونین



مدتی است که بورس ایران به طرز وحشتناکی در حال سقوط است . شاهد پودر شدن سرمایه های مردم ایران هستم . 


احتمال شورش مردم تهران در مقابل  تالار بورس  وجود دارد 


وضعیت  ،  بحرانی است 




اما در همین وضعیت بحرانی  اگر  پول  اضافی دارید  الان  بهترین زمان برای خرید سهام های زیر می باشد : 



۱.  وبصادر .  بانک  صادرات  ایران


۲. وتجارت .  بانک تجارت


۳.  وبملت . بانک  ملت 



فقط  سهام  بانکی  بخرید 


فقط  سهام  همین  سه  بانک  معتبر  دولتی  را  بخرید 


هر  آت و آشغالی  را  نخرید 



بجز این سه سهم سایر سهام بازار سرمایه ایران  ؛  آت و آشغال  هستند و نباید بخرید 


به صندوق ها  فکر  نکنید .  صندوقها  هیچ  شعبه ای در  شهرستانها  ندارند 



صندوقها   خودپرداز  ندارند  


صندوق ها می توانند  خودشان را منحل کرده  و فرار  کنند 


صندوقها   کلاهبردار  و فریبنده  هستند  .  به  صندوقها  اعتماد  نکنید   


اما  بانکها  در  تمام  شهرها  و حتی  روستاها  شعبه  دارند  



بانکها  خودپرداز دارند 


بانکها نمی توانند  خودشان را منحل کنند 


بانکها فرار نمی کنند 



پس  عقل  حکم  می کند  که  فقط  سهام  بانکی  بخرید 



ترجیحا  سهام  بانکهای  معتبر  دولتی  یعنی  صادرات  تجارت و  ملت  را  بخربد 



هرگز سهام این سه بانک  را  نفروشید .  بلکه  بازهم  سهام  این  سه بانک را بخرید  



بر تعداد  سهام تان اضافه  کنید 



فقط  به  تعداد  سهام  فکر کنید  و خونسردی خود  را  حفظ کنید 


تا می توانید  سهام  این سه بانک  معتبر  دولتی  را  بخرید  و  هرگز  نفروشید 




در این شرایط بد اقتصادی  و این بورس  خونین  توصیه های  این بنده ی حقیر  را  آویزه  گوش تان  کنید  و عمل  کنید  تا بر  گرگ های بورس  ایران  قدرت و شجاعت  و زیرکی  خود را ثابت  کنید 


. اقتصاد ورشکسته ایران  نباید  زانوهای شما  را  سست کند .



قوی باشید و با توکل به خدا  پوزه ی  مافیای اقتصاد ایران را به خاک بمالید ..اما  نه با شورش  بلکه با خرید سهام  این سه بانک معتبر دولتی  و سرمایه گذاری  مادام العمر .  اگر به این ایده ها  عمل کنید آنوقت به یک سرمایه دار واقعی تبدیل می شوید 





موفق و پیروز  باشید 


..


وحیدمی  . یک همه کاره ی موفق 


https://vahidmy.blog.ir/sitemap.xml






وحیدمی در برابر خامنه ای




به نام خدا


وحیدمی در برابر خامنه ای



من یک یوگی هستم ! یوگی یعنی کسی که ورزش یوگا انجام می دهد و اهل ریاضت و تهذیب نفس است و باطن افراد و اشیا را می بیند و می داند حق با چه  کسی است و چه کسی راست می گوید و چه کسی دروغ می گوید .



اگر بین  وحیدمی  و خامنه ای  مردد و سرگردان هستید کافیست یک مدت مثلا چهل روز ریاضت بکشید یا اینکه به  ورزش یوگا روی بیاورید و رژیم غذایی خام گیاهخواهی را بکار گیرید و از خوردن گوشت پرهیز کنید .


فقط چهل روز نه بیشتر . چهل روز کافیست . بعد می توانید گوشت بخورید !


اما همین چهل روز باعث می شود که باطن افراد و حتی باطن اشیا را ببینید و بدانید که حق با چه کسی است و چه کسی درستکار و چه کسی بدکار است .



در تردید بین وحیدمی و خامنه ای تنها راه چاره اینست که ریاضت بکشید . باور  کنید تا وقتیکه نتوانید مدت چهل شبانه روز رژیم غذایی خام گیاه خواری را تحمل کنید نمی توانید بفهمید که میان وحیدمی و خامنه ای کدامیک اهل حق می باشد و کدامیک اهل باطل .


می دانم که بین وحیدمی و خامنه ای مردد و سرگردان هستید  . حق دارید . از بس تلویزیون ایران ( صدا و سیمای میلی ایران ) را تماشا کرده اید که شستشوی مغزی شده اید . 


از بس گوشت و تخم مرغ و مرغ خورده اید که حس ششم و تله پاتی و حس روشن بینی و باطن بینی تان  ضعیف شده است .


یک مدت ، باور کنید فقط چهل روز ریاضت بکشید بعد از چهل روز می فهمید که در دعوای بین من و سید علی خامنه ای ، حق با  چه کسی است ؟؟؟


لطفا به جای اینکه مرا نصیحت کنید به خودتان زحمت بدهید و مدت چهل شبانه روز ریاضت بکشید ( فقط گیاه ومیوه بخورید )


بهرحال در جنگ وحشتناک بین وحیدمی و خامنه ای  ، این وحیدمی است که برنده و فاتح می شود و خامنه ای شکست می خورد .


وحیدمی یک مرتاض است و می تواند باطن افراد خصوصا افراد سیاسی و علی الخصوص سید علی خامنه ای را بوضوح ببیند . 


وحیدمی در مقابل خامنه ای  گزینه های فراوانی روی میز و زیر میز و وسط میز دارد که فعلا رو نکرده است !!!



اگر هنوز هم به سید علی خامنه ای  اعتماد دارید و ایشان را قبول دارید کافیست همانطور که گفتم مدت چهل شبانه روز به رسم مرتاضهای هندی ،  ریاضت بکشید و بجز  میوه  چیز دیگری نخورید .  بعد از چهل روز میوه خواری و پرهیز از خوردن گوشت ، پرده های غفلت از جلوی چشمان تان کنار گذاشته می شود و می توانید باطن حقیقی تمام انسانها خصوصا اربابان و دیکتاتورها و رهبران کشورهای مختلف جهان را ببینید 


بازهم به این عبارت خیره شوید و به فکر فرو روید :


وحیدمی در برابر خامنه ای


+


پا نوشت :


هکرها وبلاگ وحیدمی را دستکاری کردند و امکان اینکه کامنت بگذارید وجود ندارد . شرمنده . می دانم که هدف شان بدنام کردن ام بود . ولی اشکالی ندارد .


شما می توانید پاسخ به مرا در وبلاگهای خود بنویسید . من به وبلاگهای تک تک طرفداران سید علی خامنه ای سر می زنم و مطالبشان را می خوانم و اگر صلاح ببینم در وبلاگ خودم پاسخ می دهم .


شما نیز اگر می خواهید یک پاسخ دندان شکن و قوی به من بدهید کافیست در وبلاگهایتان یک پست علیه وبلاگ وحیدمی بنویسید و منتشر کنید تا من بتوانم انرا بخوانم و یک پاسخ محترمانه و مودبانه به شما بدهم .


من بچه ی خوبی هستم قول می دهم از دایره ی ادب خارج نشوم !


خب دوستان عزیز  و سربازان خمینی  و خامنه ای و سربازان امام زمان ، اگر با من کاری ندارید من بروم به کارهای واجب برسم . سرم خیلی شلوغ است .


منتظر پستهای کوبنده و دهان خرد کن تان هستم . یک پاسخ دندان شکن به وحیدمی بدهید تا جرات نکند علیه سید علی خامنه ای مطلب بنویسد .


راستی یادم رفت :


به آخرین و جدیدترین کامنت نگاه کنید . ببینید من چقدر واضح و ساده و کامل و مفصل  پاسخ دادم بدون اینکه از دایره ی ادب خارج شوم .


در پاسخ به این سوال که : شما کی باشید که شخص اول مملکت را قبول ندارید ؟؟؟  جوابهایی منطقی و عقلانی دادم که امیدوارم شخص سوال کننده نیز قانع شده باشد .


روزی می رسد که مخاطبین این وبلاگ متوجه می شوند که وحیدمی راست می گفته و حق با وحیدمی بوده است و آن روز شما مخاطبین محترم بر سر مزارم می آیید و اشک می ریزید و برای آمرزش روح ام دعا می کنید .


خوشحال می شوم بعد از مرگ ام شما را بر سر مزارم ببینم . حتما بیایید و برای امرزش روح ام دعا  کنید  تا من شما را در آخرت ، شفاعت کنم !!



من همه ی شما نوجوانان و جوانان این مرز و بوم را دوست دارم و دلم نمی خواهد شما به دست اشرار و دشمنان شهید شوید . شما باید زنده بمانید و این مملکت را آباد کنید .



مملکت به انسانهای زنده نیز نیاز دارد . به حد کافی شهید داده ایم . باید قدری به این مملکت استراحت و مرخصی بدهیم و از راههای بهتر و عاقلانه تری مثل حملات سایبری ، دشمن را هلاک کنیم . اینطوری بی جهت مملکت ایران از وجود پسرها و جوانها  خالی نمی شود .


الان در خیابان که قدم می زنم به ازای هر یک پسر  صدها دختر مجرد می بینم . زیرا تمام جوانها و پسرها شهید شدند و مملکت از وجود پسرها  خالی شده است .


استراتژی سردار قاسم سلیمانی اشتباه بود . اگر اشتباه نبود  نه در دوران دفاع مقدس و در نه جنگ با داعش  ، مرزهای شرقی کشور را به امان خدا رها نمی کرد و اشرار و تروریستها از طریق مرز پاکستان به استانهای سیستان و بلوچستان و کرمان  وارد نمی شدند و  در تهران مرتکب جرم و جنایت نمی شدند .


سردار سلیمانی می بایست سرتاسر مرزهای ایران را حصار کشی کند و مرزهای شرقی را فدای سوریه نکند .


متاسفانه داعش که خیلی مکار بود از این نقطه ضعف سردار سلیمانی سو استفاده کرد و ایران را دور زد و از مرز پاکستان به استان سیستان و بلوچستان و سپس به استان کرمان وارد شد و بعد بی سرو صدا به شهر تهران آمد و عملیات تروریستی را علیه مجلس شورای اسلامی  مرتکب شد.


من اگر بجای سردار سلیمانی بودم تمام چهار گوشه ی مملکت را می بستم نه اینکه به قلب سوریه بروم ولی از مرزهای شرقی و اشرار پاکستانی غافل شوم .


استراتژی سردار سلیمانی در جنگ با  داعش ، اشتباه و غلط بود اگر درست بود  اشرار و داعش نمی توانستند از مرز پاکستان به کرمان و تهران نفوذ کنند  و مجلس شورای اسلامی را مورد حمله قرار دهند .



سردار قاسم سلیمانی  مرتکب چند اشتباه بزرگ استراتژیک شد :


1- رها کردن پست حساس فرماندهی ارشد سپاه جنوب شرق کشور


2- پذیرش پست توهمی و غیررسمی فرماندهی سپاه قدس ( نیروی قدس سپاه  . یک نیروی کاملا غیررسمی و غیر استاندارد و آتش به اختیار !!)


3- اطاعت محض از خامنه ای از ترس اینکه مبادا به سرنوشت هاشمی رفسنجانی دچار شود و بدنام شود .


او ترجیح داد شهید شود اما به سرنوشت وحشتناک هاشمی رفسنجانی دچار نشود .


4- افزایش قدرت برای خامنه ای .  حالا خامنه ای تمامی دشمنان داخلی  و خارجی اش را از بین برده و با خیال راحت و سرمست از قدرت و پیروزی  جام باده می نوشد و به ریش تمام انسانهای قدرتمند تاریخ می خندد .



اما هشت سال دیگه ، امام زمان (عج ) ظهور می کند و انوقت سید علی خامنه ای  توسط امام زمان به جهنم واصل می شود  . انشاا...



اگر دین ندارید  ، آزاده باشید .


+

+

وحیدمی ( آنتی خامنه ای ) .


https://vahidmy.blog.ir/sitemap.xml



ماوس




به نام خدا


ماوس


از وقتیکه یک ماوس لیزری بایوند (Beyond) خریده ام از هرچی ماوس است بیزار شدم  . 


دلیل اش اینست  که این ماوس به شدت ناپایدار و هیجانی است و مدام  راست کلیک های ناخواسته و وحشیانه ایجاد می کند . 


فرقی نمی کند که در ویندوز باشم یا در لینوکس . 


فرقی نمی کند که به اینترنت وصل باشم یا نه 


فرقی نمی کند که در بلاگ بیان باشم یا سایر سرویسهای وبلاگدهی 


در هر شرایطی این ماوس بایوند رفتاری وحشیانه دارد و با راست کلیک های پی در پی و وحشیانه اعصاب ام را خرد و خاکشیر کرده است . 


راست کلیک ناخواسته پشت راست کلیک ناخواسته و البته وحشیانه و سریع 


نمی دانم آیا این یک کی لاگر است یا یک اتصالی در مدارات برد ماوس ؟؟


ماوس را باز کردم به نظر خودم یک اتصالی بین غلطک وسط ماوس و دکمه ی کلیک راست وجود دارد یعنی به محض اینکه  با کمک غلطک ماوس ، شروع به اسکرول (لغزیدن ) می کنم یکدفعه صدها راست کلیک ناخواسته ایجاد می شود . این می تواند بدین دلیل باشد که یک اتصالی در مدار مربوطه وجود دارد و عملا بین سنسورهای راست کلیک و غلطک اتصالی ایجاد می شود . 


شاید هم یک کی لاگر سخت افزاری در کار باشد که توسط برادران زحمتکش چینی (هکرهای دارک وب )  عمدا در درون ماوس های بایوند  جاساز شده باشد !


بهرحال ماوس بایوند طبق تجربه ی شخصی ام دیوانه ترین ماوس است که تا به حال بکار برده ام و عملا مرا دیوانه و عصبی کرده است  . 


ساده ترین راه اینست که بروم و یک ماوس آمریکایی اصیل بخرم و از شر اجناس بنجل چینی خلاص شوم  .


یک راه دیگه اینست که بروم یک سرفیس بخرم و ویندوز 11 را روی آن نصب کنم تا از بوت ایمن و سخت افزار ایمن ساخت مایکروسافت بهره مند شوم و دیگه شاهد هک سخت افزاری و حملات سایبری از این دست نباشم . 


البته امیدوارم که مایکروسافت ، خودش شخصا  سرفیس بسازد نه اینکه ساخت سرفیس را به دست هکرهای زحمتکش چینی بدهد و باز هم همان آش و همان کاسه !!


دارم به این فکر می کنم که کاربران  مک چقدر خوشبخت هستند که هم سخت افزار و هم سیستم عامل و هم نرم افزارشان کاملا در دست خود اپل است و یکپارچه و هماهنگ و امن و ایمن است . 


بی جهت نیست که سیستم عامل مک تا سالهای سال اصلا ویروسی نمی شد . 


الان هم ندیدم خبری مبنی بر هک شدن سخت افزارهای اپل ( مک و ... ) در جایی نوشته شده باشد . 


بهرحال به کاربران سیستم عامل مک و سخت افزارهای مربوطه و مشتریان شرکت اپل بابت این امنیت و اصالت سخت افزاری و نرم افزاری تبریک می گویم . 



شاید بهتر است دیدگاه ام نسبت به سرفیس را تغییر دهم و از این حالت جمود فکری در بیایم . 


البته هنوز معتقدم که سرفیس یعنی دیکتاتوری و  جاسوسی و ...


ولی خب چه می شود کرد ؟؟


تا کی باید شاهد حملات سایبری و هک سخت افزار باشیم ؟؟


تا کی باید از طرف ترولهای لینوکس ضربه بخوریم و امنیت خودمان و خانواده مان و سیستم هایمان و فایلهایمان  نابود شود ؟؟



می دانم که کاربران لینوکس فورا می گویند : خب داداش بیا لینوکس نصب کن تا هم بی جهت میلیونها تومان پول زبان بسته بابت خرید سرفیس  هدر ندهی هم از جاسوسیهای مایکروسافت و دیکتاتوری اش خلاص شوی و اختیار سیستم عامل در دست خودت باشد و هم اینکه از شر حملات سایبری و هک سخت افزار و کی لاگر  در امان باشی . 


بله اینهم یک ایده ی خوب است و من آنرا رد نمی کنم اما می دانید مشکل در کجاست ؟؟


مشکل در اینجاست که من معماری یونیکس و شبه یونیکسها ( مک ، لینوکس ، بی اس دی ، اندروید و .... ) را نمی توانم تحمل کنم زیرا من عادت دارم از هارد دیسک بعنوان محل نگهداری فایل استفاده کنم و ضمنا کار  کردن با ترمینال لینوکس برای من یک کابوس وحشتناک است . 


من میلیونها نرم افزار قدرتمند ویندوزی را از دست خواهم داد و دیگه نمی توانم از زبان اسمبلی استفاده کنم . 


من نمی توانم از چینش استاندارد زبانهای انگلیسی و فارسی استفاده کنم و من نمی توانم به این راحتی به اینترنت وصل شوم و ...


بله لینوکس هزاران مشکل فنی دارد . پارتیشن نیز ندارد . ترمینال مخوف و خطرناک دارد . 



لینوکس با بسیاری از سخت افزارهای مدرن امروزی سازگار نیست و درایورهای لازم را ندارد . 


لینوکس کامپیوترم را بلااستفاده می کند . من با چندین توزیع لینوکس بطور کامل کار کرده ام یعنی اصلا روی ویندوز نصب نکردم بلکه منحصرا از لینوکس استفاده کردم اما یک شکنجه ی واقعی بود و مدام شاهد هنگ و کرش و فریز کامل سخت افزار بودم و مدام باید سیستم را ریست می کردم . داشتم کلافه می شدم لذا به ویندوز برگشتم و یک نفس راحت کشیدم . 


مشکل ماوس بایوند ، تا جاییکه من می دانم هیچ ربطی به سیستم عامل ندارد زیرا در لینوکس و اندروید ایکس 86 نیز همین رفتارهای وحشیانه و راست کلیک های احمقانه را تجربه کردم . 


مشکل ماوس بایوند به سخت افزار معیوب اش برمی گردد و ربطی به سیستم عامل ندارد . 


بنابراین باید سخت افزار یعنی ماوس را عوض کنم . 



اما چه تضمینی وجود دارد که ماوسهای متفاوت با برندهای مختلف نیز همین راست کلیک را مجددا ایجاد نکنند ؟؟؟


از کجا معلوم که مثلا ماوس معروف جینیوس  نیز دچار این راست کلیکهای ناخواسته و پی در پی نشود ؟؟؟


قضیه  پیچیده تر از این حرفهاست  . 



باید یک فکر اساسی بکنم . 


نمی دانم  . شاید مجبور شوم سرفیس بخرم . شاید هم راهکار ساده تر و ارزانتری در کار باشد . 


با وجود بروزرسانی مکرر آنتی ویروس ویندوز دفندر و قفل کردن تمام فولدرهای ویندوز ، بازهم شاید این راست کلیک ها هستم . 


خیلی وقتها این راست کلیک ها تمام تنظیمات وبلاگ ام را به هم می زنند . 


مثلا تنظیمات مربوط به کامنت و نظردهی را به هم زدند !!!


در یک کلام ، اختیار ماوس از دست ام  خارج شده و به دست هکرها افتاده است . 



باید فکر کنم تا شاید از این وضعیت جهنمی خلاص شوم  . فعلا که هیچ پولی در بساط ندارم و  البته اگر هم داشتم خرج خورد و خوراک و سیستم گرمایشی و سایر موارد ضروری می کردم تا در سرمای شدید زمستان از گرسنگی تلف نشوم !



شاید روی اوردن به لینوکس ساده ترین راه باشد شاید هم تعویض ماوس . 


 شاید  هم حذف نرم افزارهای رایگان و پرتابل ویندوزی  خصوصا انهاییکه نشانگر ماوس را هدف قرار داده و کل صفحه ی نمایشگر را از مورچه و سایر چیزهای عجیب پر می کنند . بله من به این نرم افزارهای رایگان ویندوزی مشکوک و مظنون هستم 


وقتیکه روی انها کلیک می کنی صد تا مورچه  به دنبال نشانگر ماوس راه می افتند و رژه می روند و حرکات مارپیچی انجام می دهند و  یک صحنه ی عجیب را به نمایش می گذارند . 


شاید تا به حال به این دست از نرم افزارها برخورد کرده باشید . اینها مشکوک و خطرناک هستند. 


باید روی این قضیه یک مدت فکر کنم . 


امان از دست این هکرها و  نرم افزارها و  سخت افزارهای موذی شان !

+

+


وحید محمدی . بلاگر سیار 


https://vahidmy.blog.ir/sitemap.xml

حرف حق تلخ است






به نام خدا



حرف حق تلخ است



اگر شما یک نگاه اجمالی به تمام آرشیو این وبلاگ و سایر وبلاگهایم بیاندازید متوجه می شوید که من لحن تند و آتشین دارم و با هیچکس تعارف و رودربایستی ندارم و هر انسان یا جریان یا سیستم یا شرکت که بخواهد کلاهبرداری کند یا جنایت یا خیانت کند را رسوا کرده ام و رسوا می کنم . 



اگر علیه یک سیستم وبلاگدهی مطلبی می نویسم و آنرا می کوبم به دلیل اینست که در او فساد و بی اخلاقی و ظلم و ستم را می بینم . طبیعی است که او را در هم بکوبم . 


بله قبول دارم که لحن ام تند و آتشین  و گزنده است و حتی گاهی اوقات از دایره ی ادب خارج می شوم و از کلمات و الفاظ نادرست استفاده کرده ام اما قبول کنید که من آن موقع از دیدن اینهمه ظلم و ستم و فریبکاری و عوامفریبی و کلاهبرداری  به ستوه آمده ام و عملا  نمی توانم خونسرد و بی غیرت باشم و طبیعی است که جوش بیاورم و حتی ناخواسته از الفاظ بد و نامناسب و دور از ادب استفاده کنم  .  در دعوا حلوا  خیرات نمی کنند  !



اما همین من که به شدت جدی و عصبی هستم برخی اوقات در کلام ام رگه هایی از طنز و شوخی نیز بکار برده ام و عملا خیلی جاها همچون یک مادر دلسوز و مهربان سعی کرده ام کاربران را از خطرات نجات دهم زیرا من تجربه دارم و سن و سالی از من گذشته و سرد و گرم زندگی را چشیده ام . لابد یک چیزی می دانم که بر زبان می آورم . 


من بارها گفته ام که فقط از خدا می ترسم و از تهدید هیچ موجودی نترسیده ام و نمی ترسم . 


الان نیز می گویم که فقط از خدا می ترسم و با هیچ موجودی رودربایستی ندارم و کاملا جدی هستم زیرا من مرد قانون هستم و از هنجارشکنی و اغتشاش و کلاهبرداری و خلاف و جرم بیزارم . از ناهنجاریهای اجتماعی متنفرم . 



شاید از این به بعد لحن و گفتارم نرم تر و ملایمتر شود و دیگه از الفاظ نامناسب و تند استفاده نکنم و قدری مهربان تر شوم اما بازهم همان آدم جدی هستم که سعی دارد نظم و قانون را پیاده کند و با خلافکارها و مجرمین و  کلاهبردارها و دیکتاتورها و قلدرها و شیادها مبارزه کند .


بهرحال باید بدانید که حرف حق تلخ است . 


هرچقدر هم که سعی کنید خونسرد باشید و از الفاظ مناسب استفاده کنید بازهم خشم و ناراحتی،  کار را خراب می کند و این خشم بوجود نمی آید مگر زمانیکه شما یک ناهنجاری یا فاجعه ی بزرگ را در ارکان جامعه ببینید . 


من نیز مثل شما دغدغه  و نگرانی دارم اما نمی توانم با ادبیاتی پیچیده و رومانتیک حرف بزنم . 


نثر من یک نثر ساده و کلاسیک است و من یک نویسنده ی ساده و معمولی هستم که سعی می کنم چیزهای دشوار و پیچیده را به زبانی ساده و قابل فهم بنویسم تا همه ی مردم بخوبی درک کنند  .


من شخصا از نوشته های ادبی  و فلسفی و پیچیده خوشم نمی آید زیرا اهل لفاظی و بازی با کلمات و هنرنمایی نیستم . 


سبک نویسندگی ام یک سبک بسیار ساده و معمولی و قابل فهم است . 


من اگر انتقاد کنم یا تعریف یا تمجید کنم از یک نثر ساده و قابل فهم و معمولی استفاده می کنم  تا مخاطب به درستی معنای حرفهایم را بفهمد . بنابراین انتظار نداشته باشید که یک نثر فلسفی یا هنری یا ادبی را به خورد شما بدهم . 


بله می توانید انتظار داشته باشید که قدری مودبانه تر و آرامتر و متین تر حرف بزنم و این خواسته ی کاملا بجا و درستی است و من این خواسته ی شما را قبول می کنم اما انتظار نداشته باشید من مثل نویسنده های حرفه ای یا فلاسفه یا حکما ، از کلمات قلمبه سلمبه و غیرقابل فهم استفاده کنم  . 


من با همین ادبیات تند و اتشین اما ساده و قابل فهم قصد دارم حرف حق بزنم و حقایق را بازگو کنم هرچند که متاسفانه حرف حق اکثرا تلخ است و به مذاق هیچکس خوش نمی آید و همه را ناراحت می کند  . 


سعی می کنم ادبیات ام را تغییر دهم و از الفاظ مناسب استفاده کنم و کلمات سخیف همیشگی را دیگه تکرار نکنم و از دایره ی ادب خارج نشوم . این را به شما قول می دهم . 

سعی می کنم بر هیجانات و احساسات ام غلبه کنم و عاقلانه تر رفتار نمایم . این را نیز به شما قول می دهم . 


اما سبک نوشتاری ام همیشه و کماکان ساده و البته کمی تند است . شاید بازهم اشخاص را ناخواسته ناراحت و عصبانی بکنم . 


بهرحال ترک عادت موجب مرض است  ولی من این مرض را به جان می خرم تا مخاطب از من راضی باشد و از من کینه به دل نگیرد . 



اما در هرحال ، بازهم حرف حق می زنم و نمی توانم دروغ بگویم و اگر کجی و ناهنجاری در جایی ببینم بدون ترس و تعارف و رودربایستی حتما بازگو می کنم و فقط لحن ام را ملایمتر می کنم تا مخاطب فرار نکند یا از من کینه به دل نگیرد . 



از شما مخاطبین محترم نیز انتظار دارم از نوشتن مطالب پیچیده و گنگ و دو پهلو و مبهم و استفاده از الفاظ رکیک و ناشایست خودداری کنید و از دایره ی ادب خارج نشوید . 


رعایت ادب نشانه ی شخصیت است . 


من این قول را به شما می دهم که از این پست به بعد اصول اخلاقی را رعایت کنم و مودبانه تر و ملایمتر باشم و از کلمات ناشایست استفاده نکنم   و انتظار دارم که شما مخاطبین محترم نیز اصول اخلاقی را رعایت کنید هرچند که من طرفدار آزادی بیان هستم و از سانسور بیزارم و هرگز هیچ مطلبی را سانسور نمی کنم اما لطفا بیایید با هم دوست باشیم و رفتاری محترمانه با یکدیگر داشته باشیم و اصل احترام متقابل را رعایت کنیم . 


اینطوری هیچ اصطکاکی بین من و شما ایجاد نمی شود و هم من و هم شما می توانیم ارتباطی دوستانه و محترمانه و سازنده و مفید با یکدیگر داشته باشیم و از تجربیات و دانش یکدیگر سود ببریم . 


با همه ی این صحبتها از شما مخاطبین محترم درخواست می کنم که در مورد تک تک پستها و مطالب قبلی این وبلاگ ، اگر پیشنهاد یا انتقادی دارید بدون ترس و نگرانی و البته با زبانی ساده و قابل فهم بیان کنید تا  بتوانم از نظرات سازنده ی شما استفاده کنم و مطالبی مفید و کاربردی ارائه نمایم . 



هیچکس کامل نیست . من نیز نواقصی و ایراداتی در رفتار و نوشتار و اخلاق ام دارم و دانش ام ناقص است ولی شما می توانید به من بگویید که  کجاها دچار اشتباه شده ام و به من راهکار نشان دهید . 


اینهمه من به شما راهکار و ایده دادم حالا نوبت شماست که به من راهکار و ایده بدهید تا بکار گیرم . 


بهرحال من هر مطلبی در هر زمینه ای که تا به این لحظه نوشته ام براساس حق و حقیقت بوده و شاید در جزئیات دچار اشتباه شده باشم اما در کلیات حقیقت را گفته ام و بابت گفتن حقیقت و واقعیت هرگز پشیمان نیستم . 


اگر در مورد زبانهای برنامه نویسی یا سیستم عاملها یا شرکتها یا سیستمهای وبلاگدهی یا سایتها یا  حملات سایبری یا بورس یا بانکها یا هرچیز دیگری  مطلبی تند و انتقادی نوشته ام حقیقت را گفته ام و هرگز دروغ نگفته ام . 


بنابراین بابت حقایقی که تا این لحظه نوشته ام اصلا پشیمان نیستم زیرا هرچه گفته ام عین حقیقت بوده است و من واقعا نگران بودم و قصد داشتم به مخاطبین و مردم کمک کرده باشم . 


حالا اینکه لحن ام تند بوده و مخاطب را فراری می داده یا باعث کینه و انتقام و حملات سایبری می شده  این یک بحث  جداست . 


اگر به  خاطر لحن تند و الفاظ  نامناسب بوده که برای هزارمین بار همینجا از تمام مخاطبین عذرخواهی می کنم هرچند تا به حال هیچکس بابت رفتارهای نادرستی که در گذشته با من داشته از من عذرخواهی نکرده است . 


ولی من کینه توز نیستم و اهل گدایی محبت نیز نیستم . بنابراین اگر کسی به من توهین کرده باشد و عذرخواهی نکند اصلا برایم مهم نیست . انتظار ندارم کسی بابت برخی رفتارها از من عذرخواهی  کند بلکه انتظار دارم که مرا درک کنید . 


من سالهاست که در زندگی ام سختیها و رنجهای فراوان دیده ام و ظلم ها و ستمهای فراوان را تجربه کرده ام . بنابراین طبیعی است که نسبت به خیلی چیزها و خیلی افراد بدبین شده باشم . 


متاسفانه هنوز هم شاهد فریب ها و نیرنگها و کلاهبرداری ها و دروغ ها هستم و این مرا ناراحت می کند . 


گویا قرار نیست اوضاع دنیا درست و اصلاح شود . 



بهرحال قصد پرحرفی  و تکرار مکررات را نداشتم و اصلا دوست نداشتم این پست را منتشر کنم و می خواستم پست قبلی  لااقل تا سالگرد شهدای غدیر استان کرمان یعنی سی بهمن 1400 شمسی ، در معرض دید مخاطبین باشد و این یکماه را استراحت کنم و به کارهای واجب برسم . اما خب خیلی فکر کردم و با خودم گفتم : بی خیال .  تا حالا چه کسی به  فکر مردم استان کرمان و شهدای غدیر کرمان بوده که حالا بخواهد به فکر باشد . 


صدا و سیمای میلی ایران که در طول این چند سال هیچ اشاره ای به شهدای غدیر استان کرمان نکرده است و  عملا  کاری کرده که نسل جوان و نوجوان اصلا نداند که ما سالها قبل از شهید طهرانی مقدم ( معروف به شهید غدیر ) ،  شهدای غدیر دیگری نیز داشته ایم که البته تهرانی نبودند بلکه کرمانی و بدشانس بودند !


قصد ندارم بین کرمان و تهران جنگ جهانی راه بیاندازم اما سالهاست که شاهد این هستم که مسئولین عالی رتبه ی کشوری و لشکری  ایران در حق مردم استان کرمان ظلم و ستم کرده اند و صدا و سیمای میلی ایران نیز اصلا شهدای غدیر استان کرمان را به رسمیت نمی شناسد . 


کما اینکه زلزله های 6   یا   7 ریشتری کرمان نیز برای صدا و سیما هیچ اهمیتی ندارد اما یک زلزله ی 4 ریشتری تهران را سالهاست که در بوق کرده اند و کم مانده که سکته کنند . 


همیشه بین تهران و کرمان تبعیض قائل شده اند و گویا مردم کرمان بلانسبت آدم نیستند و شهروند درجه دو  یا درجه سه حساب می شوند 


گویا استان کرمان به این مملکت تعلق ندارد و بهتر است که این درد و غم را با خودم به گور ببرم . 


اگر در این مملکت قدرت داشتم استان کرمان را از نقشه ی ایران حذف می کردم و به یک کشور مستقل تبدیل می کردم تا از شر این حکومت ظالم خلاص شویم و خودمان یک حکومت مستقل برای خودمان بسازیم . 


باور کنید اگر قدرت داشتم استان کرمان را به یک کشور مستقل با پرچم  و شعار  مستقل تبدیل می کردم  زیرا کرمان فقط حیات خلوت مسئولین ایران است و محلی است برای خوشگذرانی و شکمچرانی و عیش و نوش  مسئولین ایران اما هیچوقت قرار نیست اوضاع این استان خوب شود زیرا آن کسی که در راس این مملکت است با استان کرمان میانه ی خوبی ندارد  و از مردم استان کرمان کینه به دل دارد و حاضر نیست در سخنرانی هایش حتی نامی از استان کرمان ببرد . 


اگر از خرمای ایران صحبت می کند نام تمام استانهای جنوب کشور را می برد اما حاضر نیست نام استان کرمان و خرمای بم و جیرفت را به زبان ببرد . چون از کرمان کینه دارد و پس از سی و چند سال با  هزار منت  حاضر شد به استان کرمان سفر کند و البته به شهر کرمان بسنده کرد و هرگز به شهرستانهای جنوب استان کرمان سفر نکرد اما به برخی استانها هر ماه سفر می کرد و عشق و حال می کرد گویا سایر استانها  پسر خاله اش بودند و با  او رابطه ی قوم و خویشی داشتند  !!!


وقتیکه شخص اول مملکت ایران بین کرمان و سایر استانها تا این حد تبعیض قائل می شود از سایر مسئولین انتظاری نداریم . 


بله حرف حق تلخ است و به کام طرفداران این آقا اصلا خوش نمی آید و البته مهم نیست  . به جهنم که خوش نمی آید . 


ما مردم استان کرمان نیز برای خودمان خدایی داریم که روز قیامت حق ما را از مسئولین ایران می گیرد و آنها را به قعر جهنم پرتاب می کند . انشاا... 


این متن طولانی را با این جمله ی امام علی علیه السلام به پایان می رسانم :


قل الحق و ان کان مرا 


حرف حق را بزنید حتی اگر به ضررتان باشد . 


+

+


پانوشت : شاید از خواندن این پست تعجب کنید و بپرسید که مگه چه اتفاقی افتاده که اینقدر خشمگین و عصبانی هستی ؟؟؟


در پاسخ می گویم قضیه به الان مربوط نمی شود بلکه به مدتی قبل مربوط می شود که در کامنت خصوصی ، تعدادی کاربر بی ادب در یکی از وبلاگهایم ( به غیر از وبلاگ وحیدمی )  به من توهین و اهانت کردند و حتی مرا تهدید نمودند . 


بنابراین  این پست هیچ ربطی به کامنتهای وبلاگ وحیدمی ندارد  .  به جای دیگری مربوط است  .  یعنی در یک وبلاگه دیگه ، بصورت خصوصی تعدادی از کاربران به من اهانت کردند . این پست را خطاب به آن افراد در آن یکی وبلاگ ام ، نوشتم و هیچ ربطی به کامنتهای وبلاگ وحیدمی ندارد . 


بنابراین به خودتان نگیرید . من از شما بلاگرهای بیان کینه به دل ندارم و عصبانی نیستم . خیالتان راحت باشد . 







+


وحید محمدی . بازمانده ی شهدای غدیر استان کرمان 


https://vahidmy.blog.ir/sitemap.xml






بازخوانی پرونده شهدای غدیر استان کرمان از زبان وحیدمی





به نام خدا



بازخوانی پرونده شهدای غدیر استان کرمان از زبان وحیدمی



در زیر،  لینک مصاحبه ی مشرق نیوز با سردار عبدالمحمد رئوفی نژاد فرمانده ی وقت لشکر 41 ثارا... استانهای کرمان و سیستان بلوچستان را در رابطه با پرونده ی شهدای غدیر استان کرمان قرار دادم .  می توانید کلیک کنید و جزئیات این حادثه ی خونین را از زبان سردار رئوفی نژاد  بشنوید . 


این مصاحبه مربوط به چند سال پیش است . 






بازخوانی پرونده ی شهدای غدیر کرمان از زبان سردار رئوفی نژاد









اما  اجازه دهید من وحید محمدی مدیر وبلاگ وحیدمی که بازمانده ی شهدای غدیر استان کرمان هستم ، اصل ماجرا را برایتان تشریح کنم تا دلیل واقعی بروز این فاجعه ی انسانی یا  شاید هم خطای انسانی (!!!!)  را بهتر درک کنید .  من به همراه سایر پرسنل لشکر 41  ثارا... به زاهدان رفتم . البته با  اتوبوس . 


حدود دو هفته در شرایط بسیار بد آب و هوایی  و طوفان بسیار شدید و سرد (بادهای 120 روزه ی سیستان و بلوچستان )  هر روز ما را که نیروی ستادی لشکر بودیم و هرگز با  اسلحه ، رژه نرفته بودیم و همیشه با دست خالی رژه می رفتیم را وادار کردند که با اسلحه رژه برویم و هر روز و هر عصر رژه اجباری بود . 


پس از برکناری سردار قاسم سلیمانی از پست فرماندهی لشکر 41 ثارا ...  و فرماندهی نیروی قدس جنوبشرق کشور و انتصاب سردار رئوفی نژاد به این پست  و این مسئولیت سنگین و خطیر ، اولین اقدام سردار رئوفی نژاد این بود که تمام پاسداران لشکر را وادار کرد که با لباس نظامی به خانه رفته و یا از خانه با لباس نظامی به مقر لشکر بیایند و این باعث شد که هویت نظامی بسیاری از نیروها که در زمان سردار قاسم سلیمانی محفوظ باقی مانده بود توسط اشرار و اراذل و اوباش لو رود و تعدادی از پاسداران لشکر 41 ثارا... به دست اراذل و اوباش مجروح و حتی شهید بشوند . 


( البته بجز من که همیشه سرم را می تراشیدم  و در نتیجه اشرار خیال می کردند من هنوز سرباز هستم و دارم دوران سربازی را می گذرانم در حالیکه من پرسنل کادر رسمی بودم و به میل خودم سرم را می تراشیدم و این باعث شد که اشرار و اراذل با این تصور که من یک سرباز هستم با من کاری نداشته باشند  ولی مابقی پاسدارها  را که  موهای بلندی داشتند را شناسایی و با قمه و شمشیر و چاقو  به شدت مجروح کردند که بعدا در بیمارستان به شهادت رسیدند . ) 


سردار رئوفی نژاد یک انسان به شدت قد ( غد و لجباز )  و یکدنده بود و تحت هیچ شرایطی توصیه ها و پیشنهادات رئیس ستاد لشکر یعنی سردار حمید عسکری و سایر مسئولین بالارده ی لشکر را گوش نمی کرد و خیال می کرد خودش عقل کل تشریف دارد . 


این لجبازی ها و دیکتاتوری ها و قلدری ها  و زورگویی های سردار رئوفی نژاد  ،  به ماجرای سفر مقام معظم رهبری به استان سیستان و بلوچستان  ، نیز کشیده شد . 


با وجود اینکه به دلیل شرایط بد آب و هوایی ، پرواز هواپیمای حامل مقام معظم رهبری (سید علی خامنه ای ) کاملا لغو شده بود ولی سردار رئوفی نژاد مثل دیوانه ها مدام اصرار داشت که پرسنل لشکر حتما از کرمان به زاهدان بروند . 


ما را در بهمن 1381 شمسی  با چند دستگاه اتوبوس به شهر بم بردند ( یکسال قبل از زلزله ی ویرانگر بم در تاریخ 5 دی 1382 شمسی  با 82000 نفر قربانی و چند هزار نفر زخمی که آمار واقعی تلفات این زلزله را نیز خودم شخصا به تهران فرستادم که متاسفانه توسط تهران ، دستکاری و سانسور شد )   و در تیپ بم مستقر شدیم . یک شبانه روز در تیپ بم مستقر بودیم و قدری استراحت کردیم . 


بعد ، سردار رئوفی نژاد بدون توجه به لغو پرواز مقام معظم رهبری  با نهیب و فریاد بر سر فرمانده ی تیپ یکم لشکر 41 ثارا ...  ، ایشان  را به زور وادار کرد که اتوبوسهای حامل پرسنل لشکر را از بم به زاهدان منتقل کند . 


هرچقدر که فرمانده ی تیپ یکم بم به سردار رئوفی نژاد گفت : آقا جان!  شرایط آب و هوایی استان کرمان و سیستان بلوچستان بسیار بد است و جاده ی بم - زاهدان اصلا دیده نمی شود زیرا زیر شن و ماسه دفن شده و رانندگی در این شرایط بسیار خطرناک است ، بازهم این فرمانده ی قلدر و ابله یعنی سردار رئوفی نژاد زیر بار نرفت و در نتیجه جان 300 نفر از پرسنل لشکر 41 ثارا... که من نیز جزو آنها بودم را به خطر انداخت . 


خدا شاهد است اتوبوسها با هزار بدبختی و پذیرش ریسکهای فراوان در شرایط طوفانی مجبور شدند از بم به زاهدان بروند . ظهر حرکت کردیم و نیمه شب ( بعد از ساعت 12 شب ) به زاهدان رسیدیم !


در تیپ چهارم سلمان فارسی لشکر ثارا ... یعنی زاهدان مستقر شدیم . 


در شرایط بد آب و هوایی همانطور که گفتم دو هفته تمام ما را مجبور کردند که با اسلحه و حمایل و درفش  رژه برویم .  من چون معافیت پزشکی داشتم و از حمل اسلحه معاف بودم در چند روز اول که نیاز به حمل اسلحه نبود  رژه رفتم اما وقتیکه قلدری و دیکتاتوری دیکتاتور اعظم یعنی سردار رئوفی نژاد به حد اعلا رسید و به همه گفت یا با اسلحه رژه بروید یا به کرمان برگردید من نیز با نشان دادن پرونده ی پزشکی ام که از کمیسیون عالی پزشکی مستقر در تهران گرفته بودم عملا از ادامه ی رژه بصورت قانونی معاف شدم و در طول آن دو هفته از شرکت در صبحگاه مشترک نیز معاف شدم اما من و چند نفر دیگه با چند نفر از پرسنل لشکر که در مقر ستاد مانده بودند معاوضه شدیم . 


به من  و چند نفر دیگه مرخصی دادند . من با اتوبوس از زاهدان به کرمان برگشتم و شرایط بسیار بد آب و  هوایی و سرمای بسیار شدید و بارش برف در ماهان ، حرکت اتوبوس را کند کرده بود . 


بالاخره با هزار بدبختی به کرمان برگشتم ولی از مرخصی استفاده نکردم و روز بعد به محل کارم رفتم و خودم را معرفی کردم . 


یک روز در محل کار بطور کامل کار کردم و بعد به خانه رفتم تا اینکه صبح روز بعد،  یکی از همکاران ام به محل خانه مان آمد و  ماجرا را برایم تشریح کرد و من که شاید تنها  پاسدار لشکر بودم که عادت داشتم همیشه با لباس نظامی و درجه  به محل کار بروم و این موضوع برایم عادی بود و از مرگ نمی ترسیدم اینبار نیز طبق عادت همیشگی با لباس کامل نظامی و درجه به همراه همکارم به محل کار رفتم و پشت کامپیوتر نشستم تا آمار و اخبار مربوط به قربانیان حادثه را به تهران بفرستم و من دو هفته ی تمام ، شبانه روز اخبار مربوط به حادثه سقوط هواپیمای تدارکاتی ایلوشین حامل 276 پرسنل کادر رسمی لشکر 41 ثارا ...  و پرسنل ستاد مشترک سپاه را به تهران گزارش می کردم و در مواقع بیکاری نیز به اتاق استراحت می رفتم و از تلویزیون شبکه ی کرمان لحظات و فیلم جابجایی اجساد مطهر شهدای غدیر کرمان را می دیدم و اشک می ریختم . 


من تمام دوستان و البته جمع کثیری از همکاران ام را  در این حادثه از دست دادم . فرمانده ی یگان موزیک لشکر ثارا... نیز از دوستان ام بود که در این حادثه شهید شد . 


جمع کثیری از فرماندهان خوب و خوش اخلاق و مهربان لشکر که با من دوست بودند شهید شدند . 


تمامی دوستان ام شهید شدند  و من  تک  و تنها  دو هفته ی تمام شبانه روز این اخبار را به تهران گزارش می دادم و در حین تایپ اشک می ریختم . 


تمام همکاران ام ابتدا  به زاهدان و سپس سیرچ رفته بودند و در همانجا مستقر شده بودند  ولی من تک و تنها در مقر مرکز فرماندهی و کنترل لشکر 41 ثارا ... (کرمان )   مشغول دریافت و  ارسال اخبار و گزارشات به تهران بودم . 


من مطابق همیشه ، اخبار و گزارشات را به   قرارگاه امام علی علیه السلام ( مرکز فرماندهی و کنترل نیروی زمینی سپاه ) و اداره ی اطلاعات ستاد مشترک سپاه و اداره ی عملیات ستاد مشترک سپاه و دفتر فرماندهی کل سپاه  ارسال می کردم . البته به قرارگاه مرکزی نیروی قدس سپاه نیز گزارش می دادم . 


در این مورد (سقوط هواپیما و شهدای غدیر کرمان  ) و همچنین در مورد خبری که نشان می داد جان مقام معظم رهبری در کرمان از طرف اشرار پاکستانی در خطر است ( در زمان حضور رهبر معظم انقلاب در شهر کرمان )  علاوه بر این ارگانها ، به دفتر فرماندهی معظم کل قوا نیز گزارشات فوری و آنی را  ارسال کردم . 


من پای برخی گزارشات ( ارسالی به نیروی زمینی سپاه ) شخصا امضا و مهر می کردم و به مرکز پیام می دادم تا سریعا ارسال شود ولی پای گزارشاتی که به ارگانهای عالی و بزرگ ( ستاد مشترک سپاه  - فرماندهی کل سپاه - فرماندهی کل قوا )  ارسال می کردم صرفا مهر مرکز فرماندهی و کنترل لشکر 41 ثارا ... را می زدم اما امضا نمی کردم چون برای این ارگانها حق امضا نداشتم . 


فقط یکبار در اوایل کار چون به سیستم آشنا نبودم پای یکی از گزارشاتی که به دفتر فرماندهی کل سپاه ارسال کردم امضای شخصی خودم را زدم که کلی دردسر برایم درست شد ولی خوشبختانه توبیخ یا بازداشت نشدم و خدا رحم کرد !


البته تقصیر خودشان بود که به من آموزش نداده بودند و من خیال کردم می توانم پای این دست از گزارشات نیز امضای خودم را بزنم !


من فقط می توانستم و اجازه داشتم پای گزارشات ارسالی به نیروی زمینی سپاه را شخصا امضا نمایم و اسم ام را نیز بنویسم . 


بگذریم .....



بهرحال قرار بود من  همراه با 276 نفر از پرسنل سپاه  پاسداران در این حادثه به شهادت برسم اما دست تقدیر و اراده ی خداوند سرنوشت دیگری برایم رقم زد و من به هواپیما وارد نشدم و  درعوض با اتوبوس به کرمان برگشتم  و زنده ماندم تا بتوام اخبار مربوط به سقوط هواپیما و البته اخبار مربوط به زلزله ی بم را به تهران ارسال کنم . 


هرچقدر  دوستان ام به من اصرار  کردند که بیا و  سوار هواپیما بشو من گفتم : نه ! در شرایطی که  بدلیل آب و هوای نامساعد  ، پرواز مقام معظم رهبری لغو شده است پرواز شما نیز باید لغو شود و شما باید مثل من با اتوبوس به کرمان برگردید . 


خلاصه اینکه  من و چند نفر دیگه با اتوبوس به کرمان برگشتیم  اما مابقی که 276 نفر بودند به هواپیمای باری و تجاری و فرسوده ی  ایلوشین که گویا از قبل توسط گروه تروریستی القاعده بمب گذاری شده بود سوار شدند تا   به کرمان برگردند که متاسفانه  انفجار بمب باعث شد که سر و  هردو دست  تمام پرسنل درون هواپیما قطع و نابود شود و همگی به شهادت برسند . 


تمام شهدای غدیر فاقد سر و دست بودند ( هیچکدامشان  نه سر داشتند و نه دست و نه سینه ) که این نشان می دهد که علت سقوط هواپیمای ایلوشین تنها شرایط بد آب و هوایی نبود بلکه انفجار بمب نیز در کار بود . 


القاعده رسما مسئولیت این جنایت را برعهده گرفت ولی متاسفانه سردار رئوفی نژاد و برخی از فرماندهان سپاه ، این حقیقت را مخفی کردند و گفتند : جای تامل دارد !!!


از وضعیت  پیکر شهدای غدیر کاملا مشخص بود  که علت اصلی سقوط هواپیما ، انفجار بمب بود . اما متاسفانه طبق همیشه ،  حقیقت را سانسور کردند 



بگذریم ....


  بهرحال اگر نمی دانستید بدانید که من از حادثه سقوط هواپیمای ایلوشین به خواست خدا جان سالم به در بردم  تا امروز حقیقت ماجرا را از زبان من بشنوید . 


بله من نیز به شهادت و شهیدان فکر می کنم ولی باید بدانید که من با عقل ام زندگی می کنم نه با احساسات . 


عقل به من گفت:  نباید سوار هواپیما بشوی و نشدم و زنده ماندم تا در خدمت شما مردم باشم .


من می دانستم شرایط بد آب و هوایی می تواند موجب سقوط هواپیمای فرسوده ی روسی شود . 

لذا سوار نشدم . 


اما دوستان ام که عقل درست و حسابی نداشتند و عاشق شهادت بودند  سوار شدند و شهید شدند . روحشان شاد و یادشان گرامی باد . 


تاریخ فاجعه : 30 بهمن 1381 شمسی  ( یکسال قبل از زلزله ی ویرانگر بم ) 


محل فاجعه : کوههای سیرچ شهرستان شهداد استان کرمان 


جالب است که بنیاد شهید استان کرمان حاضر نبود عنوان شهید را به این بدبختهای فلک زده بدهد تا اینکه با پیگیری های سردار قاسم سلیمانی بنیاد شهید کوتاه آمد و عنوان شهید را برای  قربانیان این حادثه ی تروریستی  بکار برد . 


واقعا ما مردم استان کرمان چقدر بدشانس  هستیم که بجز خدا هیج حامی نداریم و باید همیشه توسری خور باشیم و حق مان توسط تهران و مسئولین عالی رتبه ی ایران ،  پایمال شود . 


من بعد از این حادثه ، در اعتراض به این جنایت سردار رئوفی نژاد و قلدری های احمقانه اش و این اشتباه مرگبار انسانی ، تا پایان خدمت ام در لشکر ثارا .. از شرکت در هرگونه مراسم صبحگاه مشترک خودداری کردم تا عملا به خون شهدای غدیر استان کرمان احترام بگذارم . 


با وجود فشارها و تهدیدهای شدید مسئولین قلدر لشکر 41 ثارا ... هرگز در هیچ مراسم صبحگاه مشترک و حتی مراسمات مذهبی و جلسات و طرحهای به اصطلاح بصیرت شرکت نکردم و عملا با این اعتراض  و تهییج و تحریک  پاسداران  داغدار لشکر  علیه سردار رئوفی نژاد زمینه ی اخراج سردار رئوفی نژاد از سپاه پاسداران را فراهم کردم در حالیکه من فقط یک ستوان سوم (یک افسر جز)  بودم . 

بله من سرباز خدا هستم و خدا در این شرایط وحشتناک یار و یاورم بود و مرا تقویت کرد تا بتوانم از حقوق خودم و دوستان شهیدم در مقابل قلدری های سردار رئوفی نژاد و سایر فرماندهان قلدر و دیکتاتور و بیسواد لشکر 41 ثارا...  مقاومت کنم و بالاخره توانستم با اختیار خودم  با میل خودم به افتخار بازنشستگی نائل شوم و از شر این لشکر زورگو و قلدر و بی سواد و بی منطق  خلاص شوم  .


من از 12 سالگی یعنی از سال اول راهنمایی ، بسیجی بودم و لباس نظامی به تن داشتم و سرانجام بعد از 23 سال خدمت در سپاه و خدمت به مملکت ام ایران ، بازنشسته شدم .



روزی که بازنشسته شدم از شدت خوشحالی نمی دانستم گریه کنم یا بخندم و دلم می خواست زمین را ببوسم و سجده کنم . 


خدا را شکر می کنم که مرا به قویترین انسان جهان  تبدیل کرد زیرا از کودکی تا الان همیشه مستقیما از خدا دستور گرفته ام و هرگز از هیچکس بجز خدا دستور نگرفتم  


من عاشق کارم بودم  و هفت سال شبانه روز پشت کامپیوتر نشستم و تایپ کردم و اخبار امنیتی و اطلاعاتی را به تهران و سایر شهرها و ارگانها ارسال می کردم یا دریافت می نمودم . 


من دو بار ( یعنی در دو مرحله )  از طرف سازمان حفاظت اطلاعات ستاد مشترک نیروهای مسلح ( ستاد فرماندهی کل قوا )  صلاحیت امنیتی را دریافت کردم و رسما دو مرتبه تایید صلاحیت شدم . 


امروز یعنی جمعه اول بهمن سال 1400 شمسی  ، مصلحت دیدم  که این اخبار محرمانه  را به اطلاع عموم مردم دنیا برسانم    و رساندم و پشت پرده ی دردناک حادثه ی شهدای غدیر استان کرمان را به شکلی که واقعا دیدم و لمس کردم برایتان بازگو  کردم . 



لعنت خدا و نفرین ملائکه بر سردار  رئوفی نژاد و برخی از فرماندهان قلدر و دیکتاتور و جنایتکار لشکر 41 ثارا ... ( که الان یا در مجلس نشسته اند و قانون می تراشند یا به دنبال تجارت و سوداگری و ... می باشند )



 الا لعنت ا... علی القوم الظالمین . 



پس از این فاجعه  ، اسم من نیز در لیست شهدای غدیر استان کرمان قرار گرفت اما بعد که دیدند من  زنده هستم و در محل کارم مشغول اطلاع رسانی می باشم اسم ام را از لیست شهدا حذف کردند . بهرحال قرار بود من جزو شهدای غدیر باشم اما خداوند سرنوشت دیگری برایم رقم زم .  


نکته ی آخر :


از اول رخداد این فاجعه تا به اخر ؛ این سردار قاسم سلیمانی بود که شبانه روز پیگیر رفع این حادثه بود و گفته های سردار  رئوفی نژاد و عدم هرگونه اشاره  به تلاشها و زحمات سردار قاسم سلیمانی نیز از مصادیق مکر و  حیله ی این مردک خبیث و دروغگو  و  منافق و ریاکار و دجال و دیکتاتور و قلدر  بود که عملا زحمات و تلاشهای شبانه روزی سردار قاسم سلیمانی  را به اسم خودش ثبت کرده است  شما در متن این مصاحبه هرگز نامی از سردار قاسم سلیمانی را نمی بینید زیرا این کاملا به ضرر سردار رئوفی نژاد می شد و یک تف سر بالا بود . 


اگر این فرمانده ی قلدر و احمق یعنی سردار رئوفی نژاد یک ذره وجدان داشت لااقل یک اشاره ای به زحمات و اقدامات سردار قاسم سلیمانی می کرد و در مصاحبه اش با مشرق نیوز هیچ چیزی را کتمان نمی کرد . 




وحید محمدی . وبلاگ وحیدمی . بازمانده ی شهدای غدیر استان کرمان 


https://vahidmy.blog.ir/sitemap.xml












شرح  حادثه سقوط هواپیمای ایلوشین و شهادت شهدای غدیر کرمان در ویکی پدیا انگلیسی :


https://en.wikipedia.org/wiki/2003_Iran_Ilyushin_Il-76_crash




+

+

بروزرسانی :


متاسفانه ؛ در ایران  هر مسئول یا فرمانده ی جنایتکار و خبیث بجای اینکه مجازات شود ، به دستور دیکتاتور اعظم یعنی سید علی خامنه ای ، از مقام قبلی به مقام جدید جابجا می شود در حالیکه باید شرعا و قانونا در دادگاه محاکمه شود . 


حکومت ایران ، خاله بازی و هوچی گری و حق کشی است . مسئولین جنایتکار ایران برای همدیگه نوشابه باز می کنند . 


طبق گفته ی ویکی پدیا فارسی ، بعد از این حادثه ، سردار رئوفی نژاد  به فرماندهی یکی از مقرهای سپاه منصوب شد !!!


انگار نه انگار که بیش از 200 انسان بی گناه  بواسطه ی خطای انسانی و سهل انگاری این آقا ، به طرز فجیعی به شهادت رسیدند . 


این مردک قلدر و بی شرف و جنایتکار یعنی سردار رئوفی نژاد لعنت ا... علیه  که اصلا دادگاهی نشد تحت حمایت سید علی خامنه ای لعنت ا... علیه ،  به عنوان جانشین قرارگاه خاتم الانبیا  کماکان به خدمت در نیروهای مسلح ادامه می دهد . 


ولی از نظر خداوند متعال و خانواده ی شهدای غدیراستان کرمان و البته از نظر من ، او یک اخراجی است و این پست بی ارزش دنیوی نمی تواند لکه ی ننگ را از پیشانی اش پاک کند . او کماکان یک اخراجی است و از سپاه پاسداران اخراج شده است و یک مقام  تخمی و بی ارزش را به او داده اند تا بتواند در توهمات و تخیلات پوچ  و بی ارزشش ،  بازهم به قلدری و زورگویی و جنایت ادامه دهد .  اما خوشبختانه دوران قلدری و آدمکشی و خطای انسانی به پایان رسیده است . 


لینک مربوط به ادامه ی خدمت شرورانه ی سردار شرور کفر عبدالمحمد رئوفی نژاد در نیروهای مسلح ایران از زبان ویکی پدیا فارسی :


عبدالمحمد رئوفی‌نژاد - ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد (wikipedia.org)


اما مهم نیست زیرا هر سگی ، یک روزی دارد . این سگ  یعنی سردار رئوفی نژاد نیز دلش به پست و مقام کثیف دنیایی خوش است و خون شهدای غدیر ، او را از اریکه ی سلطنت به زیر خواهد کشید . انشاا... 


 به قول معروف :  فواره چون بلند شود سرنگون شود .  نهایتا تا سه سال آینده شاهد سرنگونی حکومت جنایتکار ایران و سرنگونی سید علی خامنه ای و سردار رئوفی نژاد خواهیم بود . انشاا... 


جمهوری اسلامی ایران ، سه سال آینده را نخواهد دید و سرنگون خواهد شد . شک نکنید . 

سال 1405 خورشیدی ، حکومت فاسد و جنایتکار ایران ، بر اثر زلزله و آتشفشان  و ویرانی کامل شهر تهران ،  منقرض خواهد شد. انشاا... 



تاریخ بروزرسانی :

چهارشنبه 22 شهریور سال 1402 خورشیدی 







بازیهای اکتیویژن بیلزارد از پلی استیشن حذف نمی شوند



به نام خدا


بازیهای اکتیویژن بیلزارد از پلی استیشن حذف نمی شوند


منبع : زومجی



https://www.zoomg.ir/game-news/341189-activision-blizzard-games-wont-removed-playstation






مقالات مرتبط :



افت ۱۳ درصدی سهام سونی پس از تصاحب اکتیویژن بلیزارد توسط مایکروسافت


مایکروسافت ارباب فناوری اطلاعات است



https://vahidmy.blog.ir/sitemap.xml